میخکوب به قلم مهدیه سجده
پارت ده :
ملودی روی پاگرد طبقه دوم ایستاد. دستش روی قفسه سینهاش نشست و تپش تند قلبش را حس کرد. هنوز هم جیغهای شهداد را در همان شب لعنتی یادش بود. وقتی داخل کمد اتاقش پناه گرفته بود و دستهایش را روی گوشهایش فشار میداد تا نفهمد چه اتفاقی در حال رخ دادن است. ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نرگس
1ای وای بنده خدا روزبه خدا کنه خیلی زخمی نشه(حالا من که روش کراش زدم )🥰🤣😂